اشک و آه....
اشك و آه
نه اشكي ، تا كه ره بندد ز پيش ، آن آتشين خورا
نه آهي ، تا كه از دنبال گيرد ، دامن او را
اگر گويم به گل ماند جمال او ،خطا باشد
كه روي گل ندارد، رنگ و بوي آن گل رو را
نكو رويا ! چون آن روي نكو ، خود را نكو گردان
كه خوي نيك بخشد زيب ديگر روي نيكورا
مرا بود از جهان جمعيتي ، در كنج آسايش
پريشان كرد حالم ، تا پريشان كرد گيسو را
به درمانم چه مي كوشي وازدارو چه مي گويي؟
كه با درد تو ، دل دشمن بود درمان و دارو را
به راه عشق ، از پروانه مسكين نه اي كمتر
بده جام پيش بالايش ، اگر ديدي رهي او را.
لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox
با قرار دادن اين لينك باكس در سايت يا وبلاگتان و اطلاع به ما آمار خود دا تا 1000% افزايش دهيد.




