تبليغاتX
قلبم شکسته


قلبم شکسته
فراموشم مکن
من هنوز چیزی نگفتم/؟
موضوع: پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 23:58

من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد

من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه

باز که ابری شد نگاهت
بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار
نذار اینجوری بریزه

حال من خیلی عجیبه
دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا
تو چشام عشقو ببینی
تو چشام عشقو ببینی

بدجوری دیوونتم من
فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو
کرده این دلو کلافه


میدونم فرقی نداره
واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد
بودن و نبودن من

اولش گفتم یه حسه
یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه
حد و اندازش زیاده

بیا و مثل گذشته
جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم
بیا و بهم کمک کن

من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد

من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه....

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

وقتی از تو دل بریدم...
موضوع: پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 0:55

وقتي از تودل دل بريدم

 

 

جز خودت چيزي نديدم

 

 

 

پي هر كسي كه رفتم

 

 

آخرش به تو رسيدم

 

 

 

حالا كه رفتم وگشتم

 

 

مي بينم تكي تو دنيا

 

 

 

نمي شه توروعوض كرد

 

 

حتي با شباي رويا

 

 

انگار اسمون نمي خواس

 

 

ببينه ماهارو با هم

 

 

 

يادته لحظه آخر

 

 

زير اون بارون نم نم

 

 

 

گل سرختو گرفتي

 

 

دادي دستم گل مريم

 

 

 

حالا كه رفتم و گشتم

 

 

مي بينم تكي تو دنيا

 

 

 

نمي شه تو رو عوض كرد

 

 

حتي با شباي رويا

 

 

 

دس من نبود نه از تو

 

 

بلكه از خودم گذشتم

 

 

 

با يه خورجين پر غربت

 

 

پي سر پناه مي گشتم

 

 

 

همه چيم ولي تو بودي

 

 

جنگلم،كوهم و دشتم

 

 

 

غشقتو خواستم بذارم

 

 

لاي خاطرات دفتر

 

 

 

اما ياد تو نمي گذاشت

 

 

ميومد دوباره از سر

 

 

 

توي يك غروب جمعه

 

 

اصل مطلبو نوشتم

 

 

 

پي هيچكس نمي گردم

 

 

چون تويي اول و آخر

 

 

 

درياها هنوز كبودن

 

 

بعضيا هنوز حسودن

 

 

 

هم واسه تو مي نوسم

 

 

هم اونايي كه نبودن

 

اسمتو،عشقتو رفته

 

 

 

تو رگ وتوخون و ريشه

 

 

 

يادته خواستي بمونم

 

 

ناله كردم كه نمي شه

 

 

 

حالا عمريه اسيرم

 

 

توي دام زرد غربت

 

 

 

اما اسمشه كه نيستي

 

 

با مني همش ،هميشه

 

 

 

من كه تقصيري نداشتم

 

 

تلخه قانون جدايي

 

 

 

من وتو سرش نمي شه

 

 

مي زنه چه تيشه هايي

 

 

 

من كه چشمام توي غربت

 

 

هنوزم پيت مي گرده

 

 

 

ولي حق داري بگي كه

 

 

اينا حرفه،بي وفايي

 

 

 

جرم ما چي بود عزيزم

 

 

كه ما رو قربوني كردي

 

 

 

خودشون رهان وآزاد

 

 

ماها رو زندوني كردن

 

 

 

دل سنگشون نمي خواس

 

 

عاشق همديگه باشيم

 

 

 

تو رو اونجا،منو اينجا

 

 

ساكن بيروني كردن

 

 

حالا كه رفتم و گشتم

 

 

ميبينم تكي تو دنيا

 

 

 

نمشه تو رو عوض كرد

 

 

حتي با شباي رويا

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

دلم برات تنگ شده
موضوع: چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 2:5
1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

سلام
موضوع: چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 2:1

سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات

اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات

شب که می یاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش

اجازه هست از اسمون ستاره کش برم برات

اجازه هست بیای پیشم یکم بگم دوست دارم

تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم

 

برم تو باغ اطلسی بی رنج و بی دردو بیکسی

بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم

اجاز هست خیال کنم تا اخرش مال منی

خیال کنم دل منو با رفتنت نمیشکنی

کیه که اخر دیوونگیه واسه چشمات

کیه جز من که میمیره واسه خنده هات

کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمیره

کی پا به پات می یاد وقتی که بارون میگیره

کیه وقتی که تشنته تو ابرا بلوا میکنه

اگه یک جرعه بخوای کویرو دریا میکنه

یه شب موی تو رو به صد تا مهتاب نمیده

خودش میسوزه ولی تن به سایه و اب نمیده

: اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم

هنوزم می یای تو خوابم تو شبای پر ستاره

هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

شوخی
موضوع: چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 1:58
آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم

 

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

موضوع: سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 2:22

وقتي گلدون خونمون شکست
پدرم گفت: قسمت اين بود...
مادرم گفت حيف شد...
خواهرم گفت: قشنگ بود...
داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم......
اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

عشق
موضوع: سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 2:21

روزي از گل پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من خوشبوتر است

از پروانه پرسيدم عشق چيست؟ گفت : از من زيباتر است
از شمع پرسيدم عشق چيست ؟ گفت از من نوراني تر است

از عشق پرسيدم آخه تو چه هستي ؟
گفت : نگاهي بيش نيستم

 

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox

با قرار دادن اين لينك باكس در سايت يا وبلاگتان و اطلاع به ما آمار خود دا تا 1000% افزايش دهيد.

 
Copyright © 2006 - Site bus: آرش & Designer: Hessam Sedaghati