اشك و آه
نه اشكي ، تا كه ره بندد ز پيش ، آن آتشين خورا
نه آهي ، تا كه از دنبال گيرد ، دامن او را
اگر گويم به گل ماند جمال او ،خطا باشد
كه روي گل ندارد، رنگ و بوي آن گل رو را
نكو رويا ! چون آن روي نكو ، خود را نكو گردان
كه خوي نيك بخشد زيب ديگر روي نيكورا
مرا بود از جهان جمعيتي ، در كنج آسايش
پريشان كرد حالم ، تا پريشان كرد گيسو را
به درمانم چه مي كوشي وازدارو چه مي گويي؟
كه با درد تو ، دل دشمن بود درمان و دارو را
به راه عشق ، از پروانه مسكين نه اي كمتر
بده جام پيش بالايش ، اگر ديدي رهي او را.
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
برای دوستانمکی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
تو رسم عاشق کشی و دلبری
شهره ی شهری از همه سر تری
شاپری قصه ی عاشقایی
اما چه فایده خیلی بی وفایی
فدای ناز چشمای پر بهونت
بد جوری این دلم شده دیوونت
شهرو به آتیش کشیده اون نگات
خیال نکن که من می افتم به پات
خوشگلی دردسر داره میدونی
پیری میاد باید تنها بمونی
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
تو رسم عاشق کشی و دلبری
شهره ی شهری از همه سر تری
شهرو به آتیش کشیده اون نگات
خیال نکن که من می افتم به پات
خوشگلی دردسر داره میدونی
پیری میاد باید تنها بمونی
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
تو رسم عاشق کشی و دلبری
شهره ی شهری از همه سر تری




