تبليغاتX
قلبم شکسته


قلبم شکسته
فراموشم مکن
وقتی که تو بارانی میشوی...
موضوع: چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 1:50

وقتي كه تو باراني مي‌شوي در آسمان چشمانت غرق مي‌شوم و فراموش مي‌كنم كه هوا پاييزي است. برخيز تا پنجره‌ها را به روي خزان ببنديم، بيم دارم خزان خاطراتمان را غارت كند. باغچه از حجم علفهاي هرز سكوت انباشته شده. از خلوت كوچه دلم مي‌گيرد و هنوز در انتظار باراني شدن چشمانت هستم. هر چند كه مي‌دانم باراني شدن، دل آسماني مي‌خواهد

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

برای دوستم می نویسم؟
موضوع: دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 22:59

طلسمو باید بشکنیم ما هم بشیم مثل همه

حالا که بی وفاییه ما بی وفا تر از همه

هیچ کسی غیر از خود مابه داد ما نمی رسه

عاشقی ها رو هم دیدیم یه هوسه یه بار بسه

عاشقی تو دوره ی ما والا سر و ته نداره

چیز به این بی ارزشی چه چه و به به نداره

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

چه روزها نیامدی؟
موضوع: یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 14:33

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم .. نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ایم
دوباره صبح .. ظهر .. نه غروب شد نیامدی

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

همسفر عشق؟
موضوع: شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 22:6


تاهمسفرم عشق است در جاده تنهايي
از دست نخواهم داد دامان شكيبايي

تا من به تو دل دادم افسانه شده يادم
چون حافظ و مولانا در رندي و شيدايي

از عشق تو سهم من ،همواره همين بوده است
رسوايي و حيراني ، حيراني و رسوايي

تو آتش و من دودم ،دريا تو و من رودم
هرچند محال اما ، چيزي است تماشايي

چندي است كه پيوندي است پيوند خوشايندي است
بين تو و آيينه ،آيينه و زيبايي

من دستم و تو بخشش ، تو هديه و تو خواهش
من زين سو و تو زان سو ،مي آيم و مي آيي

بي ساحل آغوشت آغوش سحرپوشت
چندي است كه طوفاني است ،اين ديده دريايي

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

تسلیم عشق؟
موضوع: جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 14:28

چگونه فراموشت کنم؟!


به نام آن که قلب را برای تپیدن عشق آفرید.
چگونه فراموشت کنم که تمام شعرهایم با نام تو آغاز می شود؟
چگونه فراموشت کنم که اسم زیبایت نگین تمام صفحه های دفترم است؟
چگونه فراموشت کنم که تمام لحظه های زندگی ام را با یاد تو سپری می کنم؟
چگونه فراموشت کنم وقتی در آسمان، در ماه، در ستارگان و ... نشانی از وجود تو می بینم؟
چگونه فراموشت کنم وقتی دریای بیکران، تو را به خاطرم می آورد؟
چگونه فراموشت کنم وقتی در و دیوار اتاقم چهره زیبای تو را برایم به تصویر می کشند؟
چگونه فراموشت کنم وقتی هنوز صدای آشنای قدمهایت را در کوچه های تنگ و تاریک دلواپسی می شنوم؟
چگونه فراموشت کنم وقتی آواز دلنشین ات لالایی شب های بی کسی و تنهایی من است؟
چگونه فراموشت کنم وقتی تنها تو فریاد بی صدای مرا می شنوی؟
چگونه فراموشت کنم وقتی تا به امروز مثل تویی ندیده ام؟
چگونه فراموشت کنم ... ؟

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

اجازه میدی عزیزم ؟
موضوع: پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 23:2

اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم؟

رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فريادبزنم؟


اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن؟

اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوي کتــــابا بخونن؟


اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغوني کـــنم؟

پــيش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربونيکنـــم؟


اجــازه مي دي تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات؟

روزي هزارو صد دفه ، بگــم که مــي ميرم بـــرات؟


اجازه مي دي که بگــم حــرف تـــرانــه هام تويي؟

دليـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــويي؟


اجــازه دارم به هــمه بگم کـــه تــــو مـــال مــني؟

سـتارتم ايــنو مــي گه،کــه تو ، تـــو اقبال منــي؟


اجــــازه هست تـــا ته مـــرگ منتظر تو بشــينم ؟

تو رويــاهاي صــورتيم، خودم روبـــا تــو بــبينم ؟


اجازه هست جار بــزنم بگـم چقــد دوست دارم ؟

بگـم مـي خوام بـخاطرت ســر بـه بـيابون بذارم ؟


اجــازه هسـت بــراي تـو از تـه دل ديـوونه شــم ؟

اجازه مي دي که بگم همين روزاي مياي پيشم؟


اجازه هست عکس تو رو ، رو صـورت مــاه بزنم ؟

طـــلسم قــصه هامونو ، با داشــتن تو بشکــنم؟


اجازه مي دي که شبا همش بيام تـو خـواب تو ؟

اون عکسي که باهم داريم جا بدمش تو قاب تو؟


اجازه مي دي قصه هام با عشق تو جون بگيره ؟

چشـماي عاشقم واست روزي هـزار بـار بـميره ؟


اجازه مي دي عشقمو همش بهت نشون بدم ؟

پيش زمين و اسمون واسه تو دس تکــون بـدم ؟


اجـازه مـي دي واسـه تـو قصـر طـلايي بسـازم ؟

بــا يـه صـداي مـخمـلي بـــرات لالايـي بسـازم ؟


اجازه مي دي که فقط تـو دنــيا بــا تــو بــمونـم ؟

هر چي که عــاشقانه بـود به خـاطر تو بخـونم ؟

 

 

دوستار دیدار شما  arash 

 

 

 

 

 

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

موضوع: چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 1:35
id man dar yahoo

 

arash1194

 

 

har kas dost dare add

 

 

kone 

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

بیا که عشق ....
موضوع: چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 1:25

چقدر آسمان كم است براي اينهمه غروب ….. بيا كه عشق مي رسد وراي اين همه غروب
من از سكوت كوچه ها به انتظار مي رسم ….. بگو كجاست هلهله، كجاي اين همه غروب
رسيد بغض تا گلو گرفته رنگ غم جهان ….. چرا سكوت كرده ايم براي اين همه غروب
من از سكوت جمعه ها به غربت زمين خوشم ….. كنون با مي دمد به ناي اين همه غروب
سكوت رنگ ديگريست بهانه هاي گريه كو ….. بيا كه شب دميده در هواي اين همه غروب
 

1 نوشته شده توسط آرش | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox

با قرار دادن اين لينك باكس در سايت يا وبلاگتان و اطلاع به ما آمار خود دا تا 1000% افزايش دهيد.

 
Copyright © 2006 - Site bus: آرش & Designer: Hessam Sedaghati