نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم![]()
![]()
حالا موقع خداحافظی رسیده دیگه من دارم میرم من
۱۹ همین برج که پسفردا میشه باید برم خدمت سربازی
به هر حال هر خوبی یا بدی از من دیدید منو ببخشید
منم مثل شماها هستم یه انسان یه عاشق دل
شکسته اگر کاری داشتید یا دوست داشتید شماره
تلفن بدید به آیدی من آف بذارید تا ۱۸ یعنی فردا وقت
دارید آیدی من arash1194 برام تا فردا آف بذارید
اگر میبینی حال خودم نیستم و در خود شکسته ام بدان که عاشقم....
اگر میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال بدان که عاشقم....
اگر میبینی در گوشه ای نشسته ام ، چشم به آسمان دوخته ام و ستاره ها
را می شمارم بدان که عاشقم....
اگر میبینی در کناره پنجره ای نشسته ام و به صدای آواز مرغ
عشق گوش میکنم بدان که عاشقم....![]()
اگر میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانی است بدان که عاشقم....
اگر میبینی هنگام دعا کردن دستهایم را به سوی آسمان برده ام
و با چشمان خیس حرفهایی را زیر لب زمزمه میکنم بدان که عاشقم...
اگر میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفته ام بدان که عاشقم....
اگر میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم و دسته میکنم
و با لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم بدان که عاشقم....
اگر روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم بدان که.....
بدان که از عشق تو مرده ام....
من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد
من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه
باز که ابری شد نگاهت
بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار
نذار اینجوری بریزه
حال من خیلی عجیبه
دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا
تو چشام عشقو ببینی
تو چشام عشقو ببینی
بدجوری دیوونتم من
فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو
کرده این دلو کلافه
میدونم فرقی نداره
واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد
بودن و نبودن من
اولش گفتم یه حسه
یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه
حد و اندازش زیاده
بیا و مثل گذشته
جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم
بیا و بهم کمک کن
من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد
من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه....![]()
![]()
وقتي از تودل دل بريدم
جز خودت چيزي نديدم
پي هر كسي كه رفتم
آخرش به تو رسيدم
حالا كه رفتم وگشتم
مي بينم تكي تو دنيا
نمي شه توروعوض كرد
حتي با شباي رويا
انگار اسمون نمي خواس
ببينه ماهارو با هم
يادته لحظه آخر
زير اون بارون نم نم
گل سرختو گرفتي
دادي دستم گل مريم
حالا كه رفتم و گشتم
مي بينم تكي تو دنيا
نمي شه تو رو عوض كرد
حتي با شباي رويا
دس من نبود نه از تو
بلكه از خودم گذشتم
با يه خورجين پر غربت
پي سر پناه مي گشتم
همه چيم ولي تو بودي
جنگلم،كوهم و دشتم
غشقتو خواستم بذارم
لاي خاطرات دفتر
اما ياد تو نمي گذاشت
ميومد دوباره از سر
توي يك غروب جمعه
اصل مطلبو نوشتم
پي هيچكس نمي گردم
چون تويي اول و آخر
درياها هنوز كبودن
بعضيا هنوز حسودن
هم واسه تو مي نوسم
هم اونايي كه نبودن
اسمتو،عشقتو رفته
تو رگ وتوخون و ريشه
يادته خواستي بمونم
ناله كردم كه نمي شه
حالا عمريه اسيرم
توي دام زرد غربت
اما اسمشه كه نيستي
با مني همش ،هميشه
من كه تقصيري نداشتم
تلخه قانون جدايي
من وتو سرش نمي شه
مي زنه چه تيشه هايي
من كه چشمام توي غربت
هنوزم پيت مي گرده
ولي حق داري بگي كه
اينا حرفه،بي وفايي
جرم ما چي بود عزيزم
كه ما رو قربوني كردي
خودشون رهان وآزاد
ماها رو زندوني كردن
دل سنگشون نمي خواس
عاشق همديگه باشيم
تو رو اونجا،منو اينجا
ساكن بيروني كردن
حالا كه رفتم و گشتم
ميبينم تكي تو دنيا
نمشه تو رو عوض كرد
حتي با شباي رويا

سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات
اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات
شب که می یاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از اسمون ستاره کش برم برات
اجازه هست بیای پیشم یکم بگم دوست دارم
تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم
برم تو باغ اطلسی بی رنج و بی دردو بیکسی
بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم
اجاز هست خیال کنم تا اخرش مال منی
خیال کنم دل منو با رفتنت نمیشکنی
کیه که اخر دیوونگیه واسه چشمات
کیه جز من که میمیره واسه خنده هات
کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمیره
کی پا به پات می یاد وقتی که بارون میگیره
کیه وقتی که تشنته تو ابرا بلوا میکنهاگه یک جرعه بخوای کویرو دریا میکنه
یه شب موی تو رو به صد تا مهتاب نمیدهخودش میسوزه ولی تن به سایه و اب نمیده
:
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتمهنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم می یای تو خوابم تو شبای پر ستارههنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره
وقتي گلدون خونمون شکست
پدرم گفت: قسمت اين بود...
مادرم گفت حيف شد...
خواهرم گفت: قشنگ بود...
داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم......
اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود
روزي از گل پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من خوشبوتر است
از پروانه پرسيدم عشق چيست؟ گفت : از من زيباتر است
از شمع پرسيدم عشق چيست ؟ گفت از من نوراني تر است
از عشق پرسيدم آخه تو چه هستي ؟
گفت : نگاهي بيش نيستم
اشك و آه
نه اشكي ، تا كه ره بندد ز پيش ، آن آتشين خورا
نه آهي ، تا كه از دنبال گيرد ، دامن او را
اگر گويم به گل ماند جمال او ،خطا باشد
كه روي گل ندارد، رنگ و بوي آن گل رو را
نكو رويا ! چون آن روي نكو ، خود را نكو گردان
كه خوي نيك بخشد زيب ديگر روي نيكورا
مرا بود از جهان جمعيتي ، در كنج آسايش
پريشان كرد حالم ، تا پريشان كرد گيسو را
به درمانم چه مي كوشي وازدارو چه مي گويي؟
كه با درد تو ، دل دشمن بود درمان و دارو را
به راه عشق ، از پروانه مسكين نه اي كمتر
بده جام پيش بالايش ، اگر ديدي رهي او را.
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
برای دوستانمکی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
تو رسم عاشق کشی و دلبری
شهره ی شهری از همه سر تری
شاپری قصه ی عاشقایی
اما چه فایده خیلی بی وفایی
فدای ناز چشمای پر بهونت
بد جوری این دلم شده دیوونت
شهرو به آتیش کشیده اون نگات
خیال نکن که من می افتم به پات
خوشگلی دردسر داره میدونی
پیری میاد باید تنها بمونی
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
تو رسم عاشق کشی و دلبری
شهره ی شهری از همه سر تری
شهرو به آتیش کشیده اون نگات
خیال نکن که من می افتم به پات
خوشگلی دردسر داره میدونی
پیری میاد باید تنها بمونی
کی گفته که تو از همه بهتری
فقط بدون از همه خوشگلتری
تو رسم عاشق کشی و دلبری
شهره ی شهری از همه سر تری
وقتي كه تو باراني ميشوي در آسمان چشمانت غرق ميشوم و فراموش ميكنم كه هوا پاييزي است. برخيز تا پنجرهها را به روي خزان ببنديم، بيم دارم خزان خاطراتمان را غارت كند. باغچه از حجم علفهاي هرز سكوت انباشته شده. از خلوت كوچه دلم ميگيرد و هنوز در انتظار باراني شدن چشمانت هستم. هر چند كه ميدانم باراني شدن، دل آسماني ميخواهد
طلسمو باید بشکنیم ما هم بشیم مثل همه
حالا که بی وفاییه ما بی وفا تر از همه
هیچ کسی غیر از خود مابه داد ما نمی رسه
عاشقی ها رو هم دیدیم یه هوسه یه بار بسه
عاشقی تو دوره ی ما والا سر و ته نداره
چیز به این بی ارزشی چه چه و به به نداره![]()
![]()
![]()
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم .. نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ایم
دوباره صبح .. ظهر .. نه غروب شد نیامدی
تاهمسفرم عشق است در جاده تنهايي
از دست نخواهم داد دامان شكيبايي
تا من به تو دل دادم افسانه شده يادم
چون حافظ و مولانا در رندي و شيدايي
از عشق تو سهم من ،همواره همين بوده است
رسوايي و حيراني ، حيراني و رسوايي
تو آتش و من دودم ،دريا تو و من رودم
هرچند محال اما ، چيزي است تماشايي
چندي است كه پيوندي است پيوند خوشايندي است
بين تو و آيينه ،آيينه و زيبايي
من دستم و تو بخشش ، تو هديه و تو خواهش
من زين سو و تو زان سو ،مي آيم و مي آيي
بي ساحل آغوشت آغوش سحرپوشت
چندي است كه طوفاني است ،اين ديده دريايي
چگونه فراموشت کنم؟!![]()
به نام آن که قلب را برای تپیدن عشق آفرید.
چگونه فراموشت کنم که تمام شعرهایم با نام تو آغاز می شود؟
چگونه فراموشت کنم که اسم زیبایت نگین تمام صفحه های دفترم است؟
چگونه فراموشت کنم که تمام لحظه های زندگی ام را با یاد تو سپری می کنم؟
چگونه فراموشت کنم وقتی در آسمان، در ماه، در ستارگان و ... نشانی از وجود تو می بینم؟
چگونه فراموشت کنم وقتی دریای بیکران، تو را به خاطرم می آورد؟
چگونه فراموشت کنم وقتی در و دیوار اتاقم چهره زیبای تو را برایم به تصویر می کشند؟
چگونه فراموشت کنم وقتی هنوز صدای آشنای قدمهایت را در کوچه های تنگ و تاریک دلواپسی می شنوم؟
چگونه فراموشت کنم وقتی آواز دلنشین ات لالایی شب های بی کسی و تنهایی من است؟
چگونه فراموشت کنم وقتی تنها تو فریاد بی صدای مرا می شنوی؟
چگونه فراموشت کنم وقتی تا به امروز مثل تویی ندیده ام؟
چگونه فراموشت کنم ... ؟![]()
اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم؟
رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فريادبزنم؟
اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن؟
اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوي کتــــابا بخونن؟
اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغوني کـــنم؟
پــيش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربونيکنـــم؟
اجــازه مي دي تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات؟
روزي هزارو صد دفه ، بگــم که مــي ميرم بـــرات؟
اجازه مي دي که بگــم حــرف تـــرانــه هام تويي؟
دليـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــويي؟
اجــازه دارم به هــمه بگم کـــه تــــو مـــال مــني؟
سـتارتم ايــنو مــي گه،کــه تو ، تـــو اقبال منــي؟
اجــــازه هست تـــا ته مـــرگ منتظر تو بشــينم ؟
تو رويــاهاي صــورتيم، خودم روبـــا تــو بــبينم ؟
اجازه هست جار بــزنم بگـم چقــد دوست دارم ؟
بگـم مـي خوام بـخاطرت ســر بـه بـيابون بذارم ؟
اجــازه هسـت بــراي تـو از تـه دل ديـوونه شــم ؟
اجازه مي دي که بگم همين روزاي مياي پيشم؟
اجازه هست عکس تو رو ، رو صـورت مــاه بزنم ؟
طـــلسم قــصه هامونو ، با داشــتن تو بشکــنم؟
اجازه مي دي که شبا همش بيام تـو خـواب تو ؟
اون عکسي که باهم داريم جا بدمش تو قاب تو؟
اجازه مي دي قصه هام با عشق تو جون بگيره ؟
چشـماي عاشقم واست روزي هـزار بـار بـميره ؟
اجازه مي دي عشقمو همش بهت نشون بدم ؟
پيش زمين و اسمون واسه تو دس تکــون بـدم ؟
اجـازه مـي دي واسـه تـو قصـر طـلايي بسـازم ؟
بــا يـه صـداي مـخمـلي بـــرات لالايـي بسـازم ؟
اجازه مي دي که فقط تـو دنــيا بــا تــو بــمونـم ؟
هر چي که عــاشقانه بـود به خـاطر تو بخـونم ؟
دوستار دیدار شما arash![]()
![]()
arash1194
har kas dost dare add
kone
چقدر آسمان كم است براي اينهمه غروب ….. بيا كه عشق مي رسد وراي اين همه غروب
من از سكوت كوچه ها به انتظار مي رسم ….. بگو كجاست هلهله، كجاي اين همه غروب
رسيد بغض تا گلو گرفته رنگ غم جهان ….. چرا سكوت كرده ايم براي اين همه غروب
من از سكوت جمعه ها به غربت زمين خوشم ….. كنون با مي دمد به ناي اين همه غروب
سكوت رنگ ديگريست بهانه هاي گريه كو ….. بيا كه شب دميده در هواي اين همه غروب![]()
گر فاصله ای هست میان من وتو
بردار به لبخندی _ بردار به پیغامی…
سلام _ آی نازنین
باز نامه دادم
نمیره قصه عشقت ز یادم
گذاشتی عمرتو پای دل من
نشستی پای حرفای دل من
نرنجیدی تو از امروز و فردام
نترسیدی که من این سوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت
خیال نکن که بی خیال
از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم
زنده به انتظارتم
اون جورا که تو فکرمی
حس میکنم کنارتم
اون ور دنیا که باشی
خودم میام میارمت
تنها مگه میذارمت
غصه تنهایی مخور
تنها مگه میذارمت
ببین که چی به روزه _ این زندگیت آوردی
از وقتی دل سپردی
یه عالمه_ غصه خوردی
یادمه_غصه خوردی
موتو_ سفید کردی
روز تو_ سیاه کردی
تو با خودت عزیزم ببین_ که چه ها کردی ؟
خودتو فدای این عشق_ چه بی ریا کردی
تو که رفتی
پریشون شد خیالم
همه گفتم که من دیونه حالم
نمی دونن که این دیونه در فکر شفا نیست
که هر چی باشه اما بی وفا نیست….
خیال نکن که بی وفا از تو روزگارتم
به فکرتم به یادتم _ زنده به انتظارتم
اون جورا که تو فکرمی _ حس میکنم کنارتم
سلام
/در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه .
دورها آوایی است که مرا می خواند




